سری سوم تست هوش آریامنشی

- سؤال اول :

طبق آخرین گزارشات رسمی و با توجه به نرخ رسمی تورم در سال 88 خط فقر به رقمی بیش از 800 هزار تومن میرسه ! با عرض تبریک و شادباش به ملت شریف ایران و دولت خدمت گذار نهم به خاطر دست پیدا کردن به این امر مهم و خطیر، چه کسانی در زیر این خط قرار خواهند گرفت؟

1. ما

2. شما

3. آنها

4. ما + شما

5. ما + شما – آنها

- سؤال دوم :

شهر تهران در سه سال اخير تنها 63 روز هواي پاک داشته است اين خبري بود که در آستانه هواي پاک، روي سايت اغلب خبرگزاري ها به چشم مي خورد.حال با توجه به این مسئله که سه سال 1095 روز است کدام گزینه مناسب تر با این جمله است؟

1. 63 روز بیشتر از 1095 روز است!

2. همین 63 روز کفایت میکنه، از سرتون هم زیاده!

3. در این سه سال دولت نهم مشغول خدمت گذاری به مردم بوده و از شدت خدمت گذاری توجهی به این چیزای پیش پا افتاده نداشته!

4. حالا مگه چی شده، فوق فوقش یه چند هزار نفری مردن یه چند هزار نفر دیگه هم مرضای مختلف گرفتن، اونایی که مردن که قسمتشون بوده دست من و شما دولت نبوده، اونایی هم که مریض شدن میخواستن خودشون رو بپوشونن که مریض نشن!

- سؤال سوم :

رييس كميته انضباطي دانشگاه تهران گفتن اعتراض اگر در چارچوب مشخص باشد دليلي براي احضار ندارد.با توجه به تعاریف واژه های زیر تفسیر این جمله را مشخص کنید.

اعتراض: خرده گرفتن، ایراد گرفتن، تعرض کردن

چارچوب: چهار قطعه چوب تراش خورده و متصل به هم که در چهار جانب چیزی قرار می گیرد.

دلیل: رهبر، راهنما، راه و طریق، آنچه برای اثبات چیزی بکار رود و در آن منطق دیده شود.

احضار: فرا خواندن، خواندن

تفاسیر:

1. بابا ما فقط چهارنفری توی اتاق کمیته انضباطی با دانشچو می شینیم دور هم کتاب می خونیم!

2. غلط کرده دانشجوی فلان فلان شده ایراد می گیره به من، وقتی با چهارتا چوب راهنمایی شد می شینه فقط درسش رو می خونه!

3. چون کلا تعرض به هرچیزی و هر کسی بده بنابراین احضاردر این موارد دلیلی نداره و باید چهارتا چوب رو به شکل کاملا منطقی به افراد متعرض وارد کرد تا راهنمایی و هدایت شوند.

4.کلا اگه اعتراض همراه با چوب و وسایلی از این قبیل باشه منطقا دلیلی برای احضار وجود نداره، ولی اگه اعتراض همراه با تریبون اون هم از نوع آزادش باشه و همه بتونن حرف بزنن و به ما ایراد بگیرن، منطق و اینا نداریم و دلیلی برای راهنمایی نکردن دانشجو با چوب نداریم.  

- سؤال چهارم :

وجود شپش در برخي مدارس تهران و همچنين چند کودکستان اين شهر، بر دامنه نگراني خانواده ها بيش از گذشته افزود. معاون برنامه ريزي و آموزش سلامت وزارت آموزش و پرورش با تاييد موضوع وجود شپش در برخي مدارس تهران گفت؛ «خانواده ها بايد در بهداشت فردي فرزندان خود دقت بيشتري داشته باشند تا اين بيماري در بين دانش آموزان گسترش نيابد.» به نظر شما دلیل وجود این موجود کوچک و با نمک در مدارس پایتخت چه می تواند باشد؟

1.احتمالا این شپش ها به قصد ادامه تحصیل به مدارس اومدن و قصد ازدواج هم ندارن!

2.مادران؛ مقصر بیشتر مادرها هستن که این بچه ها رو زاییدن و فرستادن مدرسه!

3.پدران؛ برای اینکه نگین چرا به قضیه جنسیتی نگاه کردی، پدرها هم مقصرن!

4.خود کودکان؛ چون رفتن مدرسه تا درس بخونن، خوب بچه جون بشین تو خونه درستو بخون اینقدر بازی گوشی نکن!

5.دولت و آموزش و پرورش هم هیچ تقصیری ندارن الکی به کسی تهمت نزنین!

6.آمریکای جهان خوار!

- سؤال پنجم :

به نظر شما چگونه می توانیم خانم فاطمه رجبی را که در واکنش به فیلترشدن وبلاگشان گفته اند اگر سايت را ببنديد، در خيابان‌ها فرياد مي‌زنم. فقط مانده ترور فيزيكي من! كه آن هم بسم الله! به آرامش دعوت کنیم؟!

1. با یک لیوان آب قند!

2.تعداد مرتبه های فیلتر شدن سایت اون خانم ها که دنبال تغییرو برابری هستن رو به ایشون بگیم تا برای یک بار فیلتر شدن، اینقدر شاکی نشن!

3.تعداد سایت هایی که در روز فیلتر میشن و مجلات و روزنامه هایی که درشون تخته میشه و صداشون هم در نمیاد رو به ایشون یاداوری کنیم!

4.خدا به غلام حسین رحم کنه!

- سؤال ششم :

چند وقت قبل آقای خیابانی گزارشگر و مجری رسانه ملی آقای علی آبادی رو پدر ورزش ایران خواندن! در راستای این حرکت سازنده کدام یک از گزینه های زیر برای ادامه این روند مناسب تر است؟

1.آقای عزیز محمدی، رئیس سازمان لیگ فوتبال، به عنوان پدر برنامه ریزی ایران معرفی شوند!

2.آقای الهام به عنوان پدر مشاغل ایران معرفی شوند!

3.آقای کردان، وزیر سابق کشور به عنوان پدر دکتری جهان معرفی شوند!

4.آقای محصولی، وزیر فعلی کشور پدر مستضعفین و محرومین ایران معرفی شوند!

5.آقای کروبی به عنوان پدر کاندیداتوری معرفی شوند!

6.دولت نهم به عنوان پدر راهکارهای اقتصادی ایران معرفی شود!

7.آقای ده نمکی به عنوان پدر سینمای ایران انتخاب شوند!

- بقیه پدرهای محترم کشور رو طی مراسمی با شکوهی معرفی خواهیم کرد.

- سؤال هفتم :

مشاور هنري رئيس جمهور پس از مدت ها در يک برنامه راديويي درباره گلشيفته فراهاني سخن گفت. جواد شمقدري در اینباره گفته مساله برگشت به وطن در گام اول حق هر ايراني است اما هر کس نسبت به خطايي که انجام داده بايد هزينه بپردازد.به نظر شما هزینه ای که خانم فراهانی باید پرداخت کنند چقدر است؟

1. 1000 تومن!

2.- ای دختر بد چرا رفتی توی فیلم هالیوودی بازی کردی؟

   - گلشیفته: ببخشید، اشتباه کردم.

   - اشکالی نداره، تکرار نشه!

   - گلشیفته: چشم!

3.- ای دختر بی تربیت چرا رفتی توی فیلم هالیوودی بازی کردی؟

   - گلشیفته: ببخشید، اشتباه کردم.

   - غلط کردی اشتباه کردی، فکر کردی مملکت قانون نداره!

   - گلشیفته: خوب {...} خوردم! (شِکر خودمون رو می فرمایند)

   - دفعه آخرت باشه ها!

   - گلشیفته: چشم!

4.- ای دختر{...} خجالت نمیکشی رفتی توی فیلم هالیوودی بازی کردی؟

   - گلشیفته: تورو خدا ببخشید، اشتباه کردم!

   - وقتی کلا ممنوع التصویر و صدا و ممنوع الهمه چیزت کردم دیگه درس عبرتی میشه برات از این غلطا نکنی!

   - گلشیفته: چشم!

 - سؤال هشتم :

درواکنش دولت به رسانه يي شدن تخلفات وزارت نفت، شوراي اطلاع رساني دولت، رحماني فضلي رئيس ديوان محاسبات و احمد توکلي رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس را متهم به سياسي کاري کرد و گزارش هاي زيرمجموعه آنها را يک اقدام سياسي جهت جوسازي عليه دولت ناميد. رئیس جمهور نیز در گفت وگوي تلويزيوني خود در تهيه گزارش تخلفات مالي دولت را تعبير به بي سوادي يا بداخلاقي کرد. با توجه به توضیحات بالا چه نوع گزارشاتی را باید سیاسی کاری و بی سوادی محسوب کنیم؟

1.گزارشاتی که به نفع ما نباشد، حتی اگه درست باشه!

2.گزارشاتی که خدمت گذاری ما رو به مردم کمرنگ کنه!

3. گزارشاتی که ممکن است در انتخابات رای ما رو کم کنه!

4.هر گونه گزارشی که قبل از انتشار آن با ما هماهنگ نکنن!

5. گزارشاتی که در آن آمارهایی که ما میگیم در اون نباشه و فقط آمارهای که اونا میگن در اون باشه!

6. گزارشاتی که روابط عمومی ما اون رو تنظیم نکرده باشه!

- سؤال نهم :

معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران خبر داد اعتبارات حمل و نقل عمومی در بودجه 88، 70 درصد کاهش پیدا میکنه!

چرا؟

1.چون حمل و نقل عمومی مربوط به شهرداری است و ربطی به دولت نداره!

2.حمل و نقل عمومی تهران به حد مطلوب رسیده و دیگه نباید براش بیخود هزینه کرد، بیت المال که علف خرس نیست همین طوری بخوان خرجش کنن، حساب کتاب داره!

3.این شهرداری که منوریل رو نمی خواد راه بندازه، چرا الکی بهش اعتبار بدن!

4.همینه که هست، اگه سروصدا کنین همین هم ازتون می گیریم!   

- سؤال دهم :

«حميدرضا ترقي» سادگي زندگي محمود احمدي نژاد را شبيه پيامبراني مثل يوزارسيف ارزيابي کرد اين عضو ارشد موتلفه دولت احمدي نژاد را دولت پاک خواند و گفت؛ در هيچ شرايطي دولت در انتخاب مديران پاک و جوان کوتاهي نکرده است، وي در پاسخ به سوالي درخصوص ضرورت معرفي مفسدان در دستگاه هاي اجرايي دولت نهم گفت؛ نبايد کاري کنيم که اعتماد به کل نظام آسيب ببيند.کدام گزینه به صحبت های ایشان مرتبط نیست؟!

1.آقای کردان که مدرکشون جعلی بود توی کابینه دولت های قبلی وزیر بودن!

2.اون یک میلیاردی که معلوم نیست کجا رفته، توی جیب منه!

3.افزایش تورم و گرونی ها و بی کاری و... از دولت اصلاحات شروع شد و دولت نهم در تلاش رفع آنهاست ولی چون کار سختی روز به روز بیشتر میشه!

4.اون  628 تا دستگاه دولتی که دیوان محاسبات کشور اعلام کرده دچار تخلفات مالی هستن، توی دولت نهم نبودن و نیستن توی دولت دوران سازندگی بودن ولی هفته قبل اعلام کردن!

5.آقای یزدانی معاون و بازرس ویژه سازمان محیط زیست دولت کی هستن؟دولت نهم؟ نه نه ! دولت آقای میرحسین بودن احتمالا! میگن که آقای یزدانی هم تخلفات مالی دارن و یک شب هم بازداشت بودن و به قید وثیقه آزاد شدن ، اینارو من نمیگم سخنگوی قوه قضائیه گفته!

6. اینا و خیلی مسائله دیگه که ما فعلا نمی دونیم، که اصلا ربطی به دولت نهم نداره!

.......................................................

چیز نوشت: هفته پیش چون تقریبا تعطیل بود نگران سوژه بودم ولی دوستان و مسئولین محترم از نگرانی درم آوردن و مطالب این هفته بدون تاخیر رسید.وازهمین جا از آقایون خیابانی، ترقي، شمقدري و قمصري و خانم ها رجبی و تسلیمی و تمامی دیگر دوستانی که به خاطر کثرت نامشون از قلم افتاد تشکر و قدردانی می کنم.

سری دوم تست هوش آریامنشی

- سؤال اول :

در حالی که کمتر از یکماه دیگه سال 87 تموم میشه، هنوز دولت محترم نهم حدود 100 میلیارد تومن از بودجه 290 میلیارد تومنی امسال مترو رو پرداخت نکرده، چرا؟

1.چون مترو زیر نظر شهرداری است وشهردار تهران هم آقای قالیباف است و رئیس دولت آقای احمدی نژاد!

2.چون آقای قالیباف و آقای احمدی نژاد هر دو در انتخابات آتی ریاست جمهوری می خوان کاندید بشن!

3.چون شهرداری توجهی به پیشنهاد ساخت منوریل که از طرف دولت داده شده نمی کنه!

4.چون آقای قالیباف چشماش آبیِ ولی آقای احمدی نژاد چشماش آبی نیست!

- سؤال دوم :

بعد از گزارشی که در بعضی خبرگزاری ها و روزنامه ها درباره مدرک دکتری یکی از معاونان رئیس جمهور منتشر شد و مدرک ایشان از طرف مجلس و وزارت علوم و دانشگاه آزاد مورد ابهام قرار گرفت، دولت تکذیبیه ای صادر کرد و گفت اولا وزیر علوم و دکتر جاسبی حرفاشون رو تکذیب کردن و دوما این آقای معاون با این همه سابقه و خدمت محتاج مدرک انتساب به دکتری اعم از راست و دروغ نیستن، با همه این تکذیب ها مجلس می خواد وضعیت مدرک ایشان رو به عنوان یک سؤال ملی در نوبت بررسی قرار دهد.چرا؟

1.چون جعلی بودن مدرک دکتری آقای کردان هم روزهای اول تکذیب می شد!

2.کلا ما ایرانی ها هرموقع حال نکنیم یا باهامون حال نکنن حرفامون رو تکذیب می کنیم حتی اگه لازم باشه وجودمون هم تکذیب می کنیم!

3.کلا مدرک اون هم از نوع دکتری کاغذ پاره ای بیش نیست!

4.نزدیکه انتخابات هستیم!    

- سؤال سوم :

چرا رئیس فدراسیون فوتبال جناب مهندس کفاشیان فرموده اند اگر فدراسیون پول کم بیاره از برنامه های بانوان می زنند؟

1.چون دیواری کوتاه تر از بانوان در هر زمینه ای نداریم!

2.چون هیچ دلیلی نداره 22تا بانو دنبال یه توپ بدون، مگه این بانوها خودشون خواهرمادر ندارن دنبال توپ می دون، ما مردا دنبال یه لقمه نون میدوییم بعد این بانوها دنبال توپ!

3.کلا هرجا کم آوردین از بانوان بزنین!

4.وقتی میاین میگین ما برابری می خوایم باید فکر این زدن ها هم بکنین!

5.نیچه نفوذ خوبی در فدراسیون داشته!

6.همینه که هست!

- سؤال چهارم :

به نظر شما چرا آقای کفاشیان در مصاحبه ای دیگه با رد تبانی تساوی استقلال و پرسپولیس گفته اند سازمان دوست دارد هر دو تیم پیروز شوند؟

1.چون سازمان کلا خیلی تیم دوست هستند برای همین نمی تونن از این دو تیم دل بکنن و اونها رو به بخش خصوصی واگذار کنند!

2.چون در یک مسابقه فوتبال نمیشه هر دو تیم پیروز بشن و 3 امتیازبگیرن، پس بهتره مساوی بشن و هردو 1امتیاز بگیرن!

3.کلا بهتره در هر رابطه دوستی، رابطه دو طرفه باشه!

- سؤال پنجم :

به نظر شما چرا برای لایحه بودجه سال آینده کشور که هنوز تصویب نشده و به شکل قانون درنیومده، دولت اصلاحیه ای فرستاده که گفته شده حجمش از خود لایحه بیشتر بوده؟

1.احتمالا موقع تنظیم این لایحه خیلی دقت کردن!

2.احتمالا دولت محترم فراموش کردن که اصلاحیه برای قوانین تصویب شده داده میشه تا قانون اصلاح بشه نه برای لایحه که در حال بررسی است، شایدم مثل خیلی چیزا روند این مسئله هم دچار تحول شده ما در جریان نیستیم!

3.سال دیگه چقدر خوش بگذره!

4.بودجه تا سه چهار سال پیش چیز مهم و خوبی بود!

- سؤال ششم :

در گزارش دیوان محاسبات کشور صحبت از پرداخت 86 ميليارد توماني وزارت نفت به سفرهاي استاني هيات دولت شده که سندي از خرج آنها وجود ندارد، احمد توکلي گفته 358 ميليارد تومان از پول نفت در سه سال گذشته به اين نحو هزينه شده است.با توجه به اینکه میگفتن سفرهای استانی خرج چندانی نداره، پس این گزارشا چیه؟

1.احتمالا نون و پنیری که هیأت دولت برای صبحانه توی این سفرها می گرفتن خوب نون و پنیری بوده!

2. احتمالا نون و پنیرشون رو از سوپرای نزدیک منزل رئیس جمهور گرفتن مناسب افتاده!

3.وزارت نفت مالِ دولتِ دوست داره 86 میلیارد از فروش نفتش رو بده دولت، به ما چه!

4.من هِی میگم پول نفت میاد سرسفرمون، شما بگین نه!

5.کلا سفر برای روحیه آدم خیلی خوبه، شما هم به جای حسادت به مردم برین سفر!

- سؤال هفتم :

چرا آقای خاتمی رو با خدابیامرز خانم بی نظیر بوتو مقایسه کردن؟

1.چون خانم بی نظیر بوتو در پاکستان چهره محبوبی بود!

2. چون خانم بی نظیر بوتو در پاکستان ترور شد!

3. چون خانم بی نظیر بوتو در پاکستان اگه ترور نمیشد در انتخابات رای میاورد!

4.چون آقای خاتمی قبلا رئیس جمهور ایران بودن و خانم بی نظیر بوتو قبلا نخست وزیر پاکستان!

5.چون مادر آقای خاتمی ایرانی هستن و مادر خانم بی نظیر بوتو هم ایرانی هستن!

6.پس انتظار داشتین آقای خاتمی رو با همسایه ما مقایسه کنن؟!

- سؤال هشتم :

چرا سخنگوی فراکسیون زنان و خانواده مجلس شورای اسلامی،خانم لاله افتخاری به دولت پیشنهاد کرده مرکز امور زنان و خانواده به سطح وزارت امور زنان و خانواده ارتقا یابد؟

1.چون دل خوشی دارن!

2.چون آدم های شوخی هستن!

3.چون به انتخابات نزدیک می شیم!

4.حتما می خوان وزیرش هم زن باشه!

5.دیگه چی!

6.چون من خاک برسرم!

- سؤال نهم :

رئیس جمهور از تحليلگران خواست استقبال يزدي ها از وي را مورد بررسي قرار دهند. به گزارش ايرنا احمدي نژاد اين درخواست را در جلسه هيات دولت در يزد مطرح کرد و به سياستمداران فراخوان داد ابعاد استقبال از وي که به گفته رئيس دولت نهم «خودجوش» و «از روي انتخاب» بود را تحليل کنند.به نظرتون تا قبل از این سفر بقیه استقبال ها مگه چه جوری بوده؟

1.خودجوش و اجباری!

2. خودجوش و همراه با اضافه حقوق!

3. خودجوش و همراه با نمره انضباط!

4. خودجوش و همراه با روغن و برنج!

5. خودجوش و خودکار!

6. خودجوش و خودنویس!

- سؤال دهم :

وحيد صدوقي مدير عامل شرکت همراه اول (ارتباطات سيار) اختلالات در شبکه تلفن همراه را تکذيب کرده و گفته: "همراه اول نسبت به گذشته کيفيت خود را تا حد مناسبي افزايش داده و اختلالات را هم در حد امکانات موجود کاهش داده است." البته این تکذیب ها در حالی است که همراه اول چند روز پیش از مشترکان به خاطر اختلالات ماه های اخیر  عذرخواهي کرده و پايان اختلالات را ارديبهشت سال آينده اعلام کرده است .هم چنین وي در مورد اختلالات تلفن های همراه در روزهای بارانی فرموده:" اختلالات در روزهاي باراني کاملاً مقطعي است و به‌‏زودي هم با انجام يک سري از عمليات‌‏ها، ديگر در اين روزها شاهد مشکلي نخواهيم بود." البته همه این صحبت ها در حالی است که در ابتدای صحبت کلا اختلالات رو تکذیب کرده بودند. حال به نظر شما کدام گزینه در مورد صحبت های ایشان بیشتر صدق می کنه؟

1.کلا قبل از اینکه شروع به صحبت کنین همه چیز رو تکذیب کنین!

2.اینکه می خواین sms بفرستین 17بار باید سعی کنین آخرشم نمیره جزء اختلالات محسوب نمیشه!

3.اینکه هیچ کسی معمولا در دسترس نیست، اختلال نیست!

4.اینکه شماره احمد رو میگیری ولی ملیکا گوشی رو برمیداره اختلال نیست!

5.مهم اینه که ما الان بیش از 30 میلیون مشترک تلفن همراه داریم، و اینکه زیرساختها و تکنولوژیمون مال 10-15 سال قبله مهم نیست!

6.دستگاه های تلفن همراه امروزه وسایل خوبی برای عکاسی، فیلم برداری، بازی و گوش کردن به آهنگن ولی معمولا برای تماس برقرار کردن خیلی کاربرد ندارن!

7.کلا در کشور ما همه مشکلات مقطعی است، فقط این مقاطع خیلی طولانی هستن!

8.بارون چیز خوبی نیست، چون هم باعث ترافیک میشه، هم تلفن ها رو از دسترس خارج می کنه و هم باعث کم شدن آلودگی هوا و برگشتن پرنده ها به شهر میشه!

9.مقطع، اختلال و تکذیب چیزهای خوبی هستن!

تست هوش 1

از امروز سعی می کنم چند روز یکبار چند تست هوش از مسائل روز ایران و جهان داشته باشیم و هم هوشمون رو قوی کنیم هم هوششون رو! فقط فکر قلب و دست و پای من هم بکنین که باید تایپ کنم ، اگه دیر شد یه وقتی ، شرمنده اخلاق ورزشکاری همتون هم هستم!

- سؤال اول :

علت خطای ضایع و تابلوی علیزاده در آن دقیقه از بازی استقلال و پرسپولیس چه بود؟

1. هر دو تیم متعلق به سازمان تربیت بدنی هستن و رئیس آن یک نفر است!

2. استقلال 9 امتیاز جلوتر از پرسپولیس است و 3 امتیاز این بازی تأثیر چندانی درقهرمانی نداشته ، اگه قسمت شد بازی های بعدی جبران می کنن از دلشون دربیاد!

3. علیزاده حواسش نبود!

4. قسمت این بوده که مساوی بشه و نمی شه با سرنوشت و سازمان تربیت بدنی در افتاد!

5. انتخابات نزدیکه!

- سؤال دوم :

چرا آقای خاتمی احساس کردند باید به صحنه انتخابات وارد بشن؟

1. آلودگی هوای تهران از مرز خطرناک هم گذشته و پرنده هایی که مهاجرت کردن رو می خوان برگردونن!

2. احساس کردن آقای احمدی نژاد بیش از این تحمل فشار کاری رو ندارن و نیاز به استراحت دارن!

3. دوست دارن مثل آقای رفسنجانی میزان محبوبیتشان رو امتحان کنند!

4. دوست دارند و به ما و شما هم ربطی نداره!

- سؤال سوم :

چرا آقای کروبی بی خیال کاندیداتوری ریاست جمهوری نمیشن؟

1. تا حالا رئیس جمهور نشدن!

2. دفعه قبل چند ساعت خوابیدن ، یکدفعه دیدن رأی نیاوردن می خوان جبران کنند!

3. می خوان حال بعضیا رو بگیرن!

4. اعصاب ندارن گیر ندین!

- سؤال چهارم :

چی شد بعد از اعلام نامزدی آقای خاتمی، آقای موسوی هم می خوان که کاندید بشن؟

1. اصلاح طلبان چون دفعه قبل چند کاندید داشتند و رأیشون تیکه تیکه شد خیلی حال کردن و باز می خوان با چند کاندید بیان که رای نیارن!

2. تا حالا داشتن ناز می کردن وقتی دیدن آقای خاتمی جدی جدی وارد عرصه شد ایشان هم تصمیم گرفتن جدی بشن!

3. ما که نفهمیدیم، تا دیروز تعارف می کردن که کی بیاد امروز هر دوشون می خوان بیان!

 - سؤال پنجم :

 چرا آقای خاتمی و کروبی معتقدند در انتخابات رقیب هم نیستن و جای هم رو تنگ نمی کنند؟

1. چون اصلاح طلبان مثل چند روح هستند در چند بدن!

2. چون می دونن چه با یک کاندیدا بیان چه با چندتا رأی نمی یارن!

3. فکر می کنن که فوتبال و 11 نفر هم می تونن با هم بازی کنن و جای کسی تنگ نمیشه!

4. شاید فکر می کنن مثل انتخابات مجلس باید یک لیست اعلام کنند!

5. احتمالا مزاح فرمودند!

- سؤال ششم :

مادر کاظم 1000 تومان به او پول داد تا برود و یک بستنی و مداد بخرد.کاظم 300 تومان بستنی خرید و 100 تومان مداد ولی دقت کرد دید یک میلیاردو پنجاه و هشت میلیون دلارش گم شده ، به نظر شما پولش چی شده؟!

1. داشتن با بچه های محل قایم موشک بازی می کردن گم شده پیدا هم نشده!

2. کسی پول می خواسته قرض داده، یادش نیست!

3. از شماره 9 بپرسید!

4. شاید به کسی کمک کرده روش نمیشه به مامانش بگه!

5. دیوان محاسبات گشت نبود، نگرد نیست!

6. به تو چه که چی شده!

- سؤال هفتم :

به نظر شما چرا تعداد جایگاه های سوخت CNG که قرار بوده تا پایان سال 85، به 400 جایگاه برسه هنوز 4 جایگاه بیشتر نیست؟

1. هنوز سال 85 نشده!

2. الآن سال 87 هستیم!

3. به سال 88 نزدیک شدیم!

4. حالا چه کاریه همین 4تا کفایت می کنه، مردم از سر شب تا صبح خروس خون میرن تو صف می ایستن گپ میزنن، دوست می شن، خوش میگذره، چرا تفریح مردم رو ازشون بگیریم!

5. 400 تا نشد، حالا 4 تا، هردوش 4 که داره صفر هم که کلا مقدار محسوب نمیشه!

6. همینه که هست!

- سؤال هشتم :

بر اساس گزارش دیوان محاسبات کشور 628 دستگاه دولتی دارای تخلف مالی هستن، فکر می کنید چند تا کلا دستگاه داریم؟

628.1 تا!

629.2 تا!

3. 630 تا!

4. حساب نکن عمرا بفهمی!

- سؤال نهم :

فاطمه واعظ جوادی رئیس سازمان محیط زیست را به دلیل تخلفات اقتصادی شوهرش قرار است از کار برکنار کنند، چرا؟

1. چون ایشان تنها زن کابینه هستند!

2. آدم باید در انتخاب همسرش دقت کند، ایشان دقت نکردند و برای عبرت دیگران تنبیه می شوند!

3. داریم به انتخابات نزدیک می شیم. کسی دنبال دردسر نمی گرده!

4. تنبیه برای همه تشویق برای یک نفر!

5. چه بانمک!

- سؤال دهم :

آقای یزدانی، همسر خانم فاطمه واعظ جوادی (سوال قبلی) در دفاع از خود گفته اند که بی گناهند و بعضی ها می خواهند همسرش را تخریب کنند و در ادامه گفته اند: "من اهل کار هستم؛ اهل بحث های حقوقی نیستم، از من بخواه بدو، برو کار کن، احیای زیست بوم کن، گوزن زرد را نجات بده از انقراض جلوگیری کن، من مرد طبیعت هستم."

قابل ذکر است ایشان مدتی معاون همسرش در سازمان محیط زیست بودند و الان بازرس ویژه سازمانند، حال با توجه به توضیحات بالا کدام گزینه زیر از ایشان خواسته شود بهتر است؟

1. آقای یزدانی 7 تالاب از 22 تالاب ثبت شده ایران در فهرست تالاب های در معرض خطر جهان است لطفا یک کاری کنین!

2. در یکسال اخیر 4 قلاده یوزپلنگ ایرانی در مناطق حفاظت شده سازمان شما در منطقه بهادران یزد در اثر تصادف مردند، تورو خدا حواستون بهشون باشه!

3. گوزن زرد، گربه سیاه ایرانی، خرس قهوه ای، تمساح پوزه کوتاه، سمور آبی گیلان، فوک خزری و ... در حال انقراض هستن، نجاتشون بدین!

4.حدود صد گونه گیاهی فقط در آذربایجان غربی در حال انقراض هستند، نجاتشان دهید!

5. آقای یزدانی اگه بخوام بگم چقدر گونه گیاهی و جانوری در اثر فعالیتهای انسانی در کشور در حال انقراض است، صبح میشه، ای مرد طبیعت! ای دوستدار محیط زیست! بی خیال شو و انقدر خودت و ما را اذیت نکن!

در آخر، باید اشاره کنم که از 3 نفر از عزیزانی که جواب صحیح سؤالات را بدهند به قید قرعه در پایان هفته تشکر و قدردانی ویژه ای خواهم کرد.

گوشه هایی از مدیریت ورزش در ایران

در چند روز گذشته چند مصاحبه از آقای علی آبادی و سرپرست تیم فوتبال صبای قم خوندم که با مشورت و راهنمایی کارشناس امور بین الملل آریامنش نکاتی را از داخل آنها در آوردیم و دیدم خالی از لطف نیست شما هم بخونین.

مهندس علی آبادی در یکی از گفتگوهاشون با خبرگزاری ایرنا در مورد دستاوردهای 30 ساله ورزش انقلاب صحبت هایی کردن ، که البته منظور ایشان از 30 سال بیشتر 3 سال بوده! در ابتدای مصاحبه در مورد سوابق ورزشی ایشان اشاره شده :" محمد علي آبادي داراي دو مدرک مهندسي است و به گفته خودش 35 سال کار مهندسي انجام داده، مهندس که امروز شخص اول ورزش کشور است اذعان داشت که در کودکي تنها سرگرمي اش ورزش بوده، در دوره دبيرستان و دانشگاه عضو تيم فوتبال محل تحصيل بوده و در پست فوروارد گوش چپ بازي مي کرده است. علي آبادي از مرحوم حسين فکري و اکبر مالکي به عنوان مربيان خود نام برد و گفت که به خاطر مسئوليت در بنياد مستضعفان، در سالهاي 67و 68 سرپرستي تيم پرسپوليس را بر عهده داشته است . رييس سازمان تربيت بدني گفت که به جز فوتبال، شنا، واترپلو، پينگ پنگ و تنيس هم بازي مي کرده و به کوهنوردي بسيار علاقمند است."

در این چند جمله نکاتی بس ظریف گنجیده که به بعضی از آنها اشاره میکنم :

1. همانطور که ملاحظه می کنین مدرک و نوع آن ارتباط شدیدی با شغل و منصب افراد داره ، ما که نفهمیدیم ایشان مدارک مهندسی چی داره – فضولی هم نمی کنیم – ولی می دانیم که اگه 17 تا مدرک مهندسی و پزشکی هم داشته باشین ارتباط چندانی با تربیت بدنی و مدیریت ورزش نداره!

2. آقای مهندس از کودکی به ورزش علاقه ویژه ای داشتن ، اما فکرنکنین که همین ها برای رئیس شدن کافیه ، بلکه حداقل باید در دوره دبیرستان و دانشگاه حتما عضو یه تیم ورزشی محلی هم باشین ، این اواخر با مارادونا صحبت میکردم ، خیلی از پاس های تودر مهندس توی تیم مدرسشون تعریف می کرد.مایکل فلپس ، همون قهرمان شنای جهان که این المپیک آخری هفت ، هشت ، ده تا مدال طلای المپیک رو تنهایی برد ، می گفت از بچگی دوست داشتم یه روز مثل مهندس شنا کنم و امروز حس می کنم تونستم جای خالی مهندس رو توی استخرها پُر کنم ! نادال هم که همین چند روز پیش قهرمان مسابقات تنیس آزاد استرالیا شد ، توی مصاحبه بعد از بازی از مهندس به عنوان یکی از مشوقین و مربیان دوران نوجوانیش نام برد و ما تازه فهمیدیم که مهندس چقدر بلا بوده و ما نمی دونستیم!

3. اما مهمترین نکته در اینکه شما بتونین رئیس تربیت بدنی بشین مربوط به علاقیات شماست! مثلا مهندس علاقه زیادی به کوه و کوهنوردی دارن ، حالا شاید صبح ها هم خیلی حوصله نداشته باشن برن کوه یا کلا به دلایلی که جلوتر می گم وقت نکنن ، اما مهم اینه که کوه و کوهنوردی رو دوست دارن و همین علاقه هاست که در تاریخ موندگار میشه!

در ادامه مصاحبه ایشان گفتند : " سازمان تربيت بدني حداقل يک هزار مکان ورزشي را در مدت سه سال و نيم گذشته بازسازي و نوسازي کرده است و با افتخار اعلام مي کنم که در دولت نهم به اندازه 28سال گذشته انقلاب، ساخت و ساز اماکن ورزشي صورت گرفته است ."

ما هم با افتخار اعلام می کنیم که امسال وارد 30 سالگی انقلاب شدیم ولی انگار تا حالا اشتباه می کردیم چون با محاسبات جناب مهندس در حال حاضر سی و یک سال و نیم از انقلاب گذشته است !

اما شیرین ترین قسمت این مصاحبه جایی است که آقای علی آبادی گفته اند: " علي آبادي تشکيل بيش از 3 هزار جلسه با اصحاب ورزش در مدت 180 روز را از جمله اقدامات مطالعاتي و تحقيقاتي نام برد و افزود: شايد روزي 15 جلسه با مسوولان مختلف ورزش مي گذاشتيم و همچنين در سمينارها و مراسم هاي گوناگون ورزشي درکشور شرکت مي کرديم. معاون رييس جمهوري اضافه کرد امروز تعداد جلسات تشکيل شده در دفترش با جامعه ورزش کشور از مرز 10 هزار جلسه گذشته است."

با یک محاسبه ساده متوحه میشیم در 180 روز اول ریاست ایشان روزانه بیش از 16 جلسه باید برگزار می کردند ، اگر ساعت کاری از 8صبح باشد باید تا 12 شب بی وقفه جلسه داشته باشند و مابقی کارها از جمله امور شخصی مهندس باید نیمه های شب انجام شود! البته همه اینها در صورتی است که هر جلسه حداکثر یک ساعت بیشتر طول نکشه که امکان نداره! چون معمولا در ایران تا جلسه شروع بشه و افراد از حال عمه مادربزرگ همسایه فلانی اطلاع پیدا نکنن و وضعیت ترافیک و پیش بینی هوا رو انجام ندن بیخیال نمیشن ، اینا خودش حداقل یه ربعی وقت میگیره تا جلسه روی روال بیفته ، چایی و شیرینی و کیک و ... ا زراه می رسه یک ربع استراحت و بقیه ماجرا!پس هر جلسه اگه جلسه باشه بیشتر از یک ساعت طول می کشه ، بنابراین مشاهده می کنین که دوستان در سازمان تربیت بدنی تا امروز با چه غیرت و تعصبی دوام آوردن و هنوز زندن! شاید هم حرکت کُره زمین در داخل سازمان تربیت بدنی طوری است که طول شبانه روز 34 ساعت یا بیشتر میشه!

نکته دیگه این مصاحبه اینجا بود :" رييس سازمان تربيت بدني اظهار داشت: نظام ورزش از قهرماني اتفاقي به قهرماني با برنامه تغيير کرده است."

مثال واضح این تغییر رو میشه در نتایج المپیک اخیر مشاهده کرد ، کاروان ورزشی ایران در المپیک 2000 سیدنی 4 مدال ، المپیک 2004 آتن 6 مدال و المپیک 2008 پکن 2تا مدال کسب کرده! اصلا هم کاری نداریم که اکثر مدال ها در سالهای قبل طلا بوده و این آخری یکیش طلا و اون یکی هم برنز بوده! ای کاش آقای علی آبادی این نظام قهرمانی رو تغییر نمی دادن و برنامه ریزی نمی کردن تا شاید این روند صعودی کسب مدال ادامه پیدا می کرد ، احتمالا این برنامه ریزی و تغییر نظام قهرمانی هم یکی از نتایج همون 10 هزار جلسه بوده!

اما مهندس در یک مصاحبه دیگه با ایسنا گفته اند: " در بخش فوتبال برنامه‌اي را به عنوان ايران 89 تنظيم كرده‌ايم كه اين برنامه از حدود سه سال پيش آغاز شده و من مي‌خواهم اين خبر را به مناسبت دهه‌ي فجر اعلام كنم در پايان سال 89 استاني را نخواهيم داشت كه حداقل يك استاديوم با ظرفيت‌هاي 15، 20، 30، 50 و 70 هزار نفر نداشته باشد."

1. گفتن نداره که اکثر استادیوم ها که جدیدا ساخته شدن فقط 15 هزار نفر جمعیت دارن ، یعنی حداقلی که مهندس گفتن و فقط استادیوم نقش جهان اصفهان و مشهد هستند که بیشتر ظرفیت دارن که اونها هم قبل از ایشان ساخت و سازشون شروع شده!

2. بازهم گفتن نداره که بعضی از این استادیوم های تازه ساز هنوز چمن مناسب برای برگذاری مسابقات رو ندارن ، برای نمونه یه نظر به زمین چمن ورزشگاه رشت در بازی پرسپولیس و داماش بندازین ، می بینین زمین صاف و همواربا زیر سازی اساسی یعنی چی!

3. آقای مهندس علی آبادی غیر از کمیت ، کیفیت هم خیلی مهمه به خدا!

حاشیه در متن :

اما سرپرست تیم فوتبال صبای قم در مصاحبه با ایسنا گفتن : "ناظر كره‌اي AFC عنوان مي‌كرد كه اين مجموعه يكي از زيباترين ورزشگاه‌هاي خاورميانه است و تنها گنجايش آن كمي‌كوچك است، در هر صورت حتي در كشورهاي كره و ژاپن نيز تعداد استاديوم‌هاي بزرگ و مجهز انگشت شمار است. پيمبري خاطر نشان كرد امكانات ورزشگاه يادگار امام (ره) مورد تاييد ناظران AFC قرار گرفت و تنها چند ايراد جزيي بود كه ظرف چند روز آينده اين مشكلات نيز برطرف مي‌شود."

1. این ناظر کره ای یا کلا نمی دونن چه کشورهایی جزء خاورمیانه هستن یا اینکه به جز ایران به بقیه کشورها نرفتن ، حتی نکرده یه سر بیاد آزادی خودمون رو ببینه ، که البته اگه می دیده از هیجان سکته می کرده! شاید هم بنده خدا تا حالا استادیوم ندیده ، البته نباید بحث زیبایی شناسی رو فراموش کرد که هر کسی برای زشتی و زیبایی معیارهای خودش رو داره و محترمه!

2. طبق آخرین بررسی های کارشناس امور بین الملل ما این ناظر کره ای در نزدیکی استادیوم تعدادی گل رنگی دیده و گفته : اوه مای گاد ! وری بی یو تی فول ، بی یو تی فول فلاورز! ولی انگار مترجم لغت فلاورز رو نشنیده و چون ناظر روش به طرف استادیوم بوده دوستان فکر کردن منظورش با ورزشگاهه!

3. حرف این آقای ناظر رو در مورد استادیوم های کُره و ژاپن بدون هیچ بحثی قبول می کنیم ولی به آقای سرپرست هم میگیم که شاید استادیوم های استاندارد و مجهز کره و ژاپن کم باشه ولی با همون چندتا تونستن جام جهانی رو به خوبی میزبانی کنن ، و گفتن هم نداره که لیگ فوتبال کره در رده 16 و ژاپن هم در رده 29 رنکینگ جهانی قرار دارن و هرچی این جدول رو بالا پایین کردیم ایران نبود ، البته مهم هم نیست چون می دونیم این رده بندی ها تا وقتی ما رتبمون خوب نباشه مهم نیست ولی وقتی ردمون خوب باشه اینقدر می گیم تا جد اندر جد ملت جلوشون بندری بزنه ! در کل یکی از معیارهای این رده بندی تعداد استادیوم های استاندارد و مجهز هستش!

4. معمولا ما در کشورمون گیرمون همین مشکلات کوچیک و جزئیه که در دقیقه نود یقمون رو میگیره و می فهمیم که چقدر بزرگ بوده و ما عینک نزدیم و ندیدیم! امیدواریم اینبار این مشکل برای عروس خاورمیانه رُخ نده!

آخرین خبر : در بعضی از روزنامه ها و خبرگزاری ها آمده که شاید مهرداد بذرپاش مدیرعامل سایپا سرپرست فدراسیون تنیس هم بشه! اگه شدن حتما از سوابق و علاقه های ایشان به ورزش در سنین کودکی خواهیم گفت ، از آقای علی آبادی هم خواهش می کنیم از تجاربشون در این رشته ورزشی در اختیار این جوان که هیچ دوستی و صمیمیتی هم با رئیس جمهور ندارن حتما قرار بدن!

راه کارهای عملی برای جلوگیری از فیلترشدن ( قسمت دوم )


در ادامه مبحث راهکارهای عملی برای جلوگیری از فیلتر شدن به طبقه دوم دسته بندی کارشناس امور بین الملل آریامنش می پردازیم.

همانطور که گفته شد ، این وبلاگ ها و سایت ها در واقع همان هایی هستند که عکس و کلیپ های صوتی و تصویری را برای تماشای عموم مردم قرار می دهند و آبروی هر کس و ناکسی را به راحتی زیر سوال می برند.این وبلاگ ها که جدیدا به اسم بی ناموسی فوتو بلاگ معروف شده اند حتی از آلودگی هوای تهران هم که باعث مهاجرت پرنده ها شده و تعداد زیادی از هموطنان عزیز را از پای درآورده هم مهمتره ! ( چون هنوز سر اینکه چند نفر در اثر آلودگی هوا مردن بین سازمان های مخلف دعواس آماری اعلام نمی کنیم )

علت آن هم اینه که ملت از هرچی و هرکی و هرجا در هر حالتی عکس میگیرن و میزارن روی وبلاگ و سایتا تا همه ببینن ، خجالت هم نمی کشن ، این چند سال هم که این دوربین های کوچیک قوطی کبریتی اومده هر کسی رو توی خیابون می بینی یکی گرفته دستش و هِی عکس میگیرن ! موبایل ها هم که بدتر از این دوربینا.باهاش حرف میشه زد ، عکس هم که می گیرن هیچ ، عکس با کیفیت خوب هم می گیرن ! فیلم هم که میگیرن و علاوه بر همه این بی تربیتیا ، صدا ، هم ضبط می کنن هم پخش!

شما خودت حساب کن دیگه ، خیلی راحت اگر کوچیکترین صحبتی کنی تمام شبکه های فارسی و انگلیسی و عربی و خارجی پخش می کنن و شما دیگه وجود داری تکذیب کن حرفتو ! البته در این مورد به دو گروه اصلا کاری ندارم : 1. او نایی که اگه فیلم و عکس و صداشون رو هم نشونشون بدی ، حال نکنند میگن اینارو من نگفتم ، مونتاژ شده ، 2. اون دسته از آدمایی که بدون فیلم و عکس و صدا و هیچی اگه حال کنن می گن تو این کارو کردی ، حالا تا صبح بگو نکردم !بنابراین به نظر من باید در یک حرکت ضربتی مثل طرح امنیت و انضباط اجتماعی هر چه سریعتر جلوی این نوع وبلاگ ها و سایت ها رو گرفت و به شدت فیلتر کرد.

برای مثال طرف میاد عکس و تصاویری را از روی کوه های توچال از تهران میگیره ، میندازه توی وبلاگش تا همه ببینن ، فردا یا نهایت پس فردا فیلتر میشه ، میگه آخه چرا ؟! چرا نداره خوب ، می خواستی نشون بدی که هوای تهران آلودگی داره! فکر کردی اگه هوا آلوده بشه مسئولین به فکر مردم نیستن ؟ می خوای به خاطر نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی روی بند و جارختی وین آویزونت کنم؟ برو خجالت بکش !

یا مثلا عکس گل و بوته میگیره کلی هم زیرش توضیح میده که چه جوری این عکس رو گرفته ، انتظار هم داره فیلتر نشه ! آخه عزیز من این مدل عکسا که می گیری و خیلی هم نرم و لطیف هستن ، نمی فهمی توی روحیه مردم تاثیر مثبت داره ، باعث می شه پس فردا یا نهایت پسون فردا برن دنبال براندازی نرم و انقلاب های رنگی !

اینا که خوباش بودن مثال زدم ، یکسری میان از معتادو فقیر و کارتن خواب و دست فروش و ... عکس میگیرن ، که چی ؟ می خوای بگی ما توی کشورمون معتاد داریم ؟ یا می خوای بگی مردم توی فقر و بدبختی و فلاکت زندگی می کنن ؟ یا منظورت اینه که  دولت به فکر مردم نیست ؟ مگه نشنیدی یا توی روزنامه ها نخوندی که یکی از وزرای عزیز گفتن خط فقر رو اعلام نمیکنن تا مردم از لحاظ روانی دچار استرس نشن؟ پس چرا اصرار داری بگی خیلی از مردم زیر خط فقرن؟ نمی گی مردم استرس بگیرن شبا دچار تکرر ادرار میشن ؟

یا نشنیدی یکی دیگه از وزرا گفته که ما کارتن خواب نداریم ؟ پس چرا نصف شبا میری توی کوچه پس کوچه های این شهر کارتون خواب گیر بیاری و عکس بگیری ؟ خواب نداری تو ؟ مگه نشنیدی که دکتری میگن باید در طول شبانه روز حداقل 8  ساعت بخوابی ، خوب یکم روزنامه بخون ببین مسئولین چی میگن ! بعد هم اینقدر به خودت بی خوابی نده ، تو باید بالاخره بخوابی یا نه !

از همه اینها بدتر ، اون آدمای علافی که می رن اینطرف و اونطرف تهران یا بعضی وقتها داخل تهران و از یه جاهایی عکس میگیرن بهش هم میگن زاغه نشینی و حلبی آبادو قوطی و ... ، مردی برو از خونه های جردن و نیاوران و اون طرفا عکس بگیر ! چرا فقط لیوان خالی رو نگاه می کنی؟ یه لیوان نیمه پُر هم پیدا کن بیاردورهم نیمه پُر لیوان رو ببینیم !

حالا وقتی میگم باید این عکسا فیلتر بشن میگین چرا ! یکسری آدمای فضول و بیکار هستن که کلا اگه دست من باشه خودشون و قیافشون هم فیلتر میکنم ! چند وقت قبل رئیس دانشگاه فلورانس ایتالیا اومده دانشگاه اصفهان کلی هم قرار مدار گذاشتن ، حالا یکی از همین روزنامه های بی ادب که نمی خوام اسمش رو ببرم ، اومده از طریق همین اینترنت بررسی کرده و فهمیده طرف رئیس دانشگاه فلورانس نبوده و از استادهای مجسمه سازی یکی از کالج های اونجا بوده ! حالا هرکی بوده به شما چه ، خودتون نمیتونین رئیس دانشگاه جایی رو به دفتر روزنامه اعتماد دعوت کنین به بقیه گیر میدین؟ تازه رفتن عکس رئیس دانشگاه رو توی گوگل سرچ کردن با عکس این طرف که اومده مقایسه کردن دیدن رئیس یه شکل دیگس ! اولا اگه مَردین برین توی یاهو سرچ کنین ، دوما ممکنه طرف گریم کرده ، یا شاید اومده ایران قیافش رو عوض کرده مگه وقتی ما ایرانی ها از ایران خارج میشیم کلا تغییر دکور نمیدیم ؟! این بنده خدا هم قیافش رو تغییر داده ! اصلا این طرف استاد کالج ، مگه چه اشکالی داره رئیس هم بشه ، مگه این آقاها نیستن که انگار لیسانس هم ندارن ولی بهشون میگن دکتر! به این هم اونجا شاید می گن رئیس ! اصلا به شما چه ، توی همه چیز دخالت میکنن ! حالا اگه از همون اول سایت این دانشگاه فیلتر میشد این روزنامه که اسمش رو نبردیم می تونست ازین حرف ها بزنه؟!!

فکر کنم دیگه قانع شدید که کلا عکس و فیلم نگیرین اگه هم می گیرین برای خودتون بگیرین.

طبقه سوم دسته بندی ما مربوط به وبلاگ ها و سایت هایی میشه که کلا تیپ و قیافه نویسنده یا نویسندگان وبلاگ و سایت ها به دل آدم نمیشینه یا به قولی فیلتر خورشون ملسه ! به خاطر معذوریت های زمانی که دارم وارد جزئیات قیافه ملت نمیشم و ارجاعتون میدم به خودتون ، یه نظر توی آیینه نگاه کنی میفهمی که چه آدمایی با چه تیپ و قیافه هایی فیلتر میشن !

راه کارهای عملی برای جلوگیری از فیلترشدن ( قسمت اول )

فیلتر انواع و کاربردهای مختلفی دارد ، فیلتر هوا ، فیلتر روغن ، فیلتر بنزین ، فیلتر گازوئیل ، فیلتر ماشین لباسشویی ، فیلتر قهوه جوش و چای ساز ، فیلتر شکن ، فیلتر نشکن و ...

فیلتر در واقع وسیله ای است برای جلوگیری از ورود کثیفی و آشغال به داخل قطعات مورد نظر ، مثلا فیلتر بنزین در اتومبیل برای جلوگیری از ورود آت و آشغال های بنزین به داخل کاربراتور ، یا فیلتر پمپ ماشین لباسشویی برای جلوگیری از ورود کُرک و پشم لباس ها به داخل موتور آن می باشد. پس یکبار دیگه تکرار می کنم تا لُپ مطلب جا بیفته ، فیلتر وسیله ای است برای جلوگیری از آشغال و هرگونه آلودگی به داخل یک چیزی !

در دنیای مجازی نیز چند سالی است که فیلترهایی ایجاد شده اند تا از ورود هر گونه آلودگی به ذهن شما عزیزان جلوگیری کند. در واقع فیلتر در اینترنت به بهانه مسدود کردن سایت های پرنوگرافی در دنیا مورد استفاده قرار گرفت ، ولی امروزه هر چیزی فیلتر می شه جز اون چیزی که باید بشه !

طبق بررسی های ما معمولا مسئولین مخابرات در بخش فیلترینگ شب می خوابن ، خواب هایی می بینند ، صبح که بیدار میشن به پسر کوچیکه میگن : " بابایی برو توی اینترنت جستجو کن با هر سایت و وبلاگی حال نکردی این دکمه رو بزن که دیگه بالا نیاد ، بیا این شکلات هم بخور قوت بگیری."

اما طبق بررسی های کارشناسانه تر کارشناس امور بین الملل آریامنش طبقه بندی در این زمینه انجام گرفته است که بر اساس این طبقه بندی سایت ها و وبلاگ هایی که مطالبشون شامل طبقات زیر باشد فیلتر میشن تا اخلاقشون رو خوب کنند :

1. سایت ها و وبلاگ هایی که در آن ها مطلبی نوشته می شود !

2. سایت ها و وبلاگ هایی که در آن ها عکس یا فیلم برای دیدن دیگران گذاشته می شود !

3. سایت ها و وبلاگ هایی که با قالب یا ریخت نویسنده آن حال نشود !

البته این کارشناس ما این طبقه بندی را به صورت بین المللی به ایران مربوط می داند ، یعنی ممکن است در دیگر کشورهای بین المللی مثل اکثر کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس که انگار تا اطلاع ثانوی عرب نامیده می شود و تا اطلاع ثانوی اشکالی هم نداره و کشورهایی مثل چین و ازبکستان و کره شمالی تا حدودی همین طبقه بندی اما با یکسری جزئیات رعایت شود ، مثلا در عربستان خیلی با میمیکِ کلی صورت کاری ندارند و بیشتر رنگ چشم مورد توجه است ، یا در کره شمالی کلا به هیچی کار ندارند و فیلتر می کنند ! در افغانستان زمان طالبان بیشتر به انبوهی و درازای موی صورت شما توجه میشد ، به طور کلی در هر کشور بر اساس فرهنگ آن کشور فیلترینگ انجام می شود .

برگردیم به کشور خودمان !

شاید برای شما دوستان این سوال پیش بیاد که بعضی از سایت ها و وبلاگ ها هستند که در آنها مطالب مختلفی درج می شود ولی فیلتر نمی شوند ، باید بگم که این نوع وبلاگ ها و سایت ها معمولا مطالبشان هیچ آلودگی زیست محیطی وارد ذهن شما نمی کنند ولی خوب بعضی از سایت ها مثل اون سایت خانم ها که می خواهند برای برابری تغییراتی کنند بارها فیلتر شده ولی مشا الله بزنم به تخته اینقدر روشون زیاده که باز یه آدرس دیگه درست می کنند ، خوب شما به مطالب این سایت دقت کنین میگن ما برابری می خوایم ، آخه مگه برابری شکلات یا چیپس که هرکی از راه رسید بخواد ! خوب این یعنی آلودگی ! این یعنی شما پس فردا می خواین سیگار هم بکشین و دانشگاه هم برین! بعدم اینکه باید به این مسئله توجه کنیم که ما همه برابریم ، فقط بعضی از اقشار جامعه که اکثرا شما و ما رو در بر میگیره طبق یک فرمول ریاضی فاکتور گرفته می شویم و بعضی از سوم شخص ها نیز برابریشون در عدد دو ضرب میشه !

یا سایت های خبری که واقعا آلودگی های مختلفی در روح و پوست ما ایجاد می کنند که حتی از آلودگی هوا هم که پرندگان را نیز مجبور به مهاجرت کرده هم بدتر و بی تربیت تره !

آقا ، هر خبری که میشه میان می نویسن دریغ از اینکه شاید مردم هم بخوننش ، حتی یه مشورت هم نمی کنن که آیا این خبری که اتفاق افتاده رو من بزنم توی سایت خبری تا مردم هم مطلع بشن یا نه ! آخه یکی نیست به اینا بگه که مردم نباید همه چیز رو بدونن ! مردم در همین حد که بدونن قیمت گوجه فرنگی چنده یا نهایتا بفهمند که بزرگراه همت از کجا تا کجاش ترافیکه کافیشونه ! طرف میاد همه چیزو میگه انتظار هم داره فیلتر نشه! دیگه یه بار به روت خندیدن از دیوار مردم که نباید بالا بری !

بعضی از وبلاگ ها و سایت ها هم شاید نه خواسته ای داشته باشن نه خبر خاصی ، ولی فیلتر میشن ، بخشی از آنها شامل حال طبقه سوم میشن که اونجا توضیح می دم ولی یک تعدادی هم برای پیشگیری از انحراف در آینده فیلتر میشن !

مثلا یکی میاد در وبلاگش می گه که من از رنگ چشم آقای قالیباف خوشم میاد ، اولا آدم از هر چی خوشش میاد که نباید بگه! بعدم اینکه امروز از رنگ چشم آقای قالیباف خوشت میاد فردا ممکنه ... ! بگذریم ، نکته دیگه اینکه حالا تو ازهر جای هرکی خوشت میاد به خودت ربط داره ولی این هم در نظر بگیر اولا مخابرات دست آقای قالیباف نیست ، دوما همه هم که چشماشون آبی نیست ، ممکنه دلشون بخواد حسودیشون بشه فیلتر بشی !

یا یکی توی وبلاگش می گه بودجه ای که به خشکسالی اختصاص دادند چی شده ؟ یا مدرک تحصیلی فلانی از کجا اومده ؟ یا اینکه سوال می کنه که چقدر توی صندوق ذخیره ارزی مونده ؟ یا اصلا چیزی مونده ؟ یا اینکه چرا فلانی این همه شغل و منصب داره ؟

اولا مگه مسابفه بیست سوالی این همه سوال می کنی ؟ دوما به تو چه که کی چکار می کنه تو هم برو زحمت بکش ، تلاش کن تا چندتا شغل داشته باشی نه اینکه حسودی کنی ! برو بچسب به زندگیت ازون مادرت که تو رو به این سن و سال رسونده خجالت بکش ، بدبخت معتاد برو قیافت رو درست کن !

 بعضی از وبلاگ ها هم هستن که جز خاطره چیز دیگه ای نمی نویسن ولی فیلتر می شن ، خوب باید دقت شود که هر خاطره ای که نباید گفته بشه ! یادش بخیر قدیما یک دفتر خاطرات هر کس برای خودش داشت و خاطراتش رو می نوشت و بعد هم مینداخت داخل گنجه درش هم مهرو موم میکرد یه قفل فرمون هم روش میزد تا مامان و بابا دسترسی بهش نداشته باشن ، بعد الان اینقدر بی ناموسی رواج پیدا کرده که خاطراتشون رو توی اینترنت می نویسن و همه هم می خونن ! دو روز دیگه هم حتما میای جدیدترین عکس های هدیه تهرانی و نیکی کریمی و عکس با شورت و جوراب ورزشی محمدرضا گلزار وسط زمین والیبال هم  میزاری تنگ خاطراتت دیگه! انتظار داری فیلتر نشی ؟

خوب جلوی این بی ناموسی ها رو قبل از اینکه اتفاق بیفته نباید یکی بگیره؟!

یا بعضیا میان میگن که فلان ماشین که هرجاش طراحی یه جاس اسمش رو گذاشتن خودروی ملی ! بعد وبلاگش فیلتر میشه ! بعد هم شاکی میشه که چرا؟ خوب همون موقع که داری ماشینی که طراحی ایتالیا و آلمان و کُره و اسمش هم که فرانسوی و ایران هم ازش رونمایی کرده رو مسخره میکنی که این کجاش ایرانیه به فکر فیلتر شدن باش ! بعدم قیافت رو مسخره کن ، مردم روی چیزای ملی تعصب دارن !

یا بعضی ها توی سایتشون میگن فلان جا رو می خوان بکنند پارک و فضای سبز ، فردا صبح بیدار میشن می بینن فیلتر شدن ! درسته پارک درست کردن وظیفه شهرداریِ و ارتباطی با بعضی از وزارت خونه های آگاهی دهنده و آگاهی گیرنده نداره ولی خوب پیش میاد، یه دفعه یکی از وزارت خونه ها احساس می کنه کاربری فلان جا مناسب نیست و پارک بشه بهتره ، خوب به من و تو چه مربوط ! تازشم اگه پارک بشه که خوبه ، می تونی دست زن و بچه ها رو بگیری بری تو پارک وسط چمن پیک نیکی رو روشن کنی و کوکو سبزی رو راه بندازی و دختر کوچیکه اونور تاب بازی کنه ، پسره هم وسط خاک و خل ملغ بزنه فکر کنه خیلی داره بش خوش میگذره ! تازه پارک که درست کنند هوا هم تمیز میشه ، پرنده هایی هم که مهاجرت کردند برمی گردن سر خونه زندگیشون ! تو دوست داری پرنده ها هم مثل پِرین و پاریکال بی خانمان بشن ! به این چیزا فکر کن نه اون چیزا !

خیلی حرف زدم دو مورد بعدی رو هفته دیگه توضیح میدم براتون !

براندازی نرم چرا و چگونه ؟!

اخیرا و بعد از اتهام های جذابی مثل اقدام علیه امنیت ملی ، بر هم زدن نظم عمومی و ... اتهام جدیدی به نام براندازی نرم وارد فرهنگ لغت حقوقی قوه قضائیه شده است . بر آن شدم بعد از یکسری بررسی های دقیق و کارشناسانه ! مواردی را که می تواند باعث براندازی نرم شود برایتان مطرح کنم تا کمتر دچار براندازی نرم شوید .اما قبل از آن نگاه مختصری خواهیم داشت به تاریخچه براندازی نرم و انقلاب های رنگی در ایران ؛ چند روز قبل یکی از نمایندگان مجلس در مصاحبه ای فرموده بودند که کشور ما از کودتای 28 مرداد و انقلاب مشروطه درگیر انقلاب های رنگی و مخملی بوده است و این مورد تازه ای برای کشور ما نیست!

اما من می خوام در تکمیل صحبت ایشان بگم که سابقه انقلاب های رنگی به قبل از اسلام برمیگردد آنجایی که کوروش در وصیت نامه خود به کمبوجیه می گوید : "تو کمبوجیه ، مپندار که عصای زرین پادشاهی ، تخت و تاجت را نگاه می دارد ، دوستان یک رنگ برای پادشاهی عصای مطمئن تری هستند."

همانطور که ملاحظه کردین کوروش هم در لفافه به خطر انقلاب رنگی ( طلایی ) اشاره کرده است و معتقد است که دوستانی که به یک رنگ درمی آیند مانند عصایی هستند که می تواند توی سر شاه بزنند.پس می بینیم که واقعا این انقلاب های رنگی و لطیف مثل خیلی مسائل دیگه در تاریخ ما ریشه ای دراز دارد!

اما مواردی که می تواند منجربه براندازی نرم شود :

1. استفاده از هرگونه دستمال کاغذی ، دستمال حریر ، یزدی ، پنبه و مواردی از این نظیر که در برداشتن و تمیز کردن چیزهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرد!

2. هرگونه اظهار نظر در مورد آلودگی هوای تهران ، مردن یا دچار مشکلات تنفسی و قلبی شدن ناشی از آلودگی هوا

3. هرگونه اظهار نظر در مورد تقویم لیگ برتر فوتبال !

4. هرگونه حمایت از عادل فردوسی پور!

5. اشتباهات فاحش داوری در فوتبال که منجر به صحبت با اعضای خانواده داور می شود.

6. مهاجرت هر گونه از پرندگان حتی کلاغ ها از تهران به خاطر آلودگی هوا

7. تراوش بوی عرق در داخل اتوبوس و مترو از زیر بغل ! و مسواک نزدن و بوی دهان نیز به نرمی خانه برانداز خواهد بود.

8. هرگونه اظهار نظر در مورد گرانی و تورم ، حتی اگه هر روز همه چیز گرون می شه شما با اعتماد به نفسی خاص بگویید وای چقدر ارزون و مناسب ، وای چقدر تورم منفی ، وای چقدر خوشیم ما !

9. سعی کنید خودرویی که اسمش فرانسوی است ، بدنش ایتالیایی ، موتورش آلمانی و سیستم ترمزش کُره ای ؛ خودروی ملی بنامید ، خجالت نکشید ، خواستبن بگین بنز هم خودروی ملی !

10. هرگونه دانشجو بودن خود می تواند عاملی باشد برای براندازی نرم و سخت ! کلا دانشجو بودن از سیگار هم بدتره ، پس سعی کنید سیگار بکشید حتی اگه امکاناتش رو دارین معتاد هم بشین ولی دانشجو نشین!

11. هرگونه اظهار نظر در مورد اصول 19،23،26،27،32،37 و چند اصل دیگر قانون اساسی که یادم نیست ، کلا این اصول خودشون برانداز هستن!

12. کارخانجات تولید کننده نرم کننده!

13. چند وقت قبل که تعدادی از جاسوسان موساد دستگیر شدند چند فلش مموری هم همراه آنها کشف و ضبط شده بود ، سعی کنید فلش های خود را همین الان بسوزونید و خیال همه رو راحت کنید ، فلش در جاسوس شدن مثل سیگار در معتاد شدن می مونه ، اولش با یک نخ و دو نخ شروع میشه بعد به تریاک و کراک و ... میرسه ، فلش هم اول با 1 گیگ و 2 گیگ شروع میشه بعد به هارد اکسترنال و موساد و سیا اینا میرسه !

14. هر گونه صحبت با اقلیت های قومی مثل ترک ، کرد ، فارس ، لر، عرب ، بلوچ و ترکمن و گیلکی و دیگر اقوام کشور می تواند از عوامل براندازی نرم از نوع سخت باشد !

15. به خاطر احساسات لطیف خانم ها ، هرگونه زن بودن در هر مقطع سنی می تواند موجب بر اندازی شود !

16. هرگونه مخمل در سریال مادربزرگه !

17. هرگونه مطلب و مقاله در مورد براندازی نرم مثل همین مطلب !

18. خریدن و خواندن هر گونه روزنامه غیره دولتی

19. پوشیدن لباس های رنگی که عامل مهمی در انداختن و ول دادن است !

20. بارش هرگونه باران و برف که موجب اخلال در نظم عمومی میشود !

21. درست است که تا به حال هیچ رسانه ای به خاطر انتقاد به دولت تعطیل نشده و هیچ دانشجویی به خاطر اظهار نظر در مورد مسئولین دولتی بازداشت نشده ، همه اینها درست ! ولی شما سعی کنید در مورد دولت اظهار نظر نکنید ، به خاطر خودتون می گم ، اگه هم دوست دارین بکنین تا دفعه بعد دیگه نکنین !

22. دیدن آسمان آبی !

23. استفاده از هرگونه کرم مرطوب کننده و نرم کننده پوست !

24. استفاده از هرگونه نرم افزار !

25. هرگونه کلاس زبان خارجی و دادن امتحان تافل و از این چیزها !

 26. هر موردی که بتواند به روح آدمی نفوذ پیدا کند .

27. هرگونه امضا !

28. هرگونه اظهار نظر در مورد هر چیزی !

29. هرگونه !

30. هر !

31. ه !

32. !

یک بار دیگه ...

دیروز باهاش صحبت کردم ، یک حرف های نصفه نیمه زدیم ، خیلی توضیح نداد که چی شده ولی نگرانش شدم این همه سال تلاش کرده ، به همه چیز پشت کرده تا به اینجا برسه ولی حالا که به یک قدمی آرزوش رسیده ، سنگ اندازی ها هم شروع شده ، فقط امیدوارم روزهای آینده خبرهای خوب بشنوم ، اگه مشکلی براش پیش بیاد تا آخر کنارش می مونم حتی اگه مجبور بشم به همه آرزوهام پشت کنم ولی مطمئنم تنها رهاش نمیکنم چون در بدترین شرایط که تنها شدم ، تنها رهام نکرد!

فریاد من همه گریز از درد بود

چرا که من در وحشت انگیزترین شبها آفتاب را

به دعائی نومیدوار طلب کرده ام

تو از خورشیدها آمده ای از سپیده دم ها آمده ای

تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای

در خلئی که نه خدا بود نه آتش

نگاه و اعتماد تو را به دعائی نومیدوار طلب کرده بودم

شای تو بی رحم است و بزرگوار

نفست در دست های خالی من ترانه و سبزی است

من بر می خیزم!

چراغی در دست , چراغی در دلم

زنگار روحم را صیقل می زنم

آینه ای برابرآینه ات می گذارم

تا با تو ابدیتی بسازم

"با عرض پوزش از همه دوستان قالب وبلاگ بهم ریخته بود و امروز فهمیدم مجبور شدم عوضش کنم

این مطلب مربوط به هفته قبل می باشد."

به یاد 8 آبان 86

این روزها که یک سال از حوادث 8 آبان می گذره کلی شب ها قبل از خواب تو فکر اون روزها و خاطرات شیرین و تلخش بودم.حتی بعضی از اونها رو رو کاغذ آوردم شاید در آینده به درد خورد.
اما واقعا نفهمیدم اون همه شور و هیجان کجا رفته اگه دقت کنیم همه اکثر بچه ها از شرایط موجود به شدت نا امید شدن از جمله خودم.همه سرشون تو لاک خودشون و شاید فقط از طریق وبلاگ های بچه ها ناامیدی هاشون رو بشه از شرایط موجود دید.
چیزی که دقیقا خواست همونایی که همه رو به این وضع انداختن بی تفاوتی گوشه گیری سکوت و ...
وضعیت اسفناک دانشگاه هم که ...
با وجود همه این فشارها و خفقان ها که شاید در آینده نه چندان دور بیشتر از امروز هم بشه به قول یه بزرگوار شاید ابرها بتونن موقتا جلوی نور خورشید رو بگیرن ولی نمی تونن نور خورشید رو کاملا خاموش کنند!
چند 8 آبان دیگردر تاریخ ایران:

8 آبان 1359
محمد حسين فهميده نوجوان 13 ساله بسيجي در يکي از جبهه‌هاي جنوب، با انهدام يک تانک ارتش بعثي عراق به شهادت رسيد.

8 آبان 1357
اعتصاب سراسري کارکنان صنعت نفت آغاز و به دنبال آن صدور نفت ايران به خارج قطع شد.

8 آبان 1347
ايران و افغانستان در مورد نحوه و ميزان استفاده از آب رود هيرمند به توافق رسيدند.

8 آبان 1341
«بريج‌من» رئيس شرکت نفتي انگليس وارد تهران شد تا مذاکرات محرمانه‌اي را با شاه راجع به ميزان توليد و بهاي جهاني نفت انجام دهد.

8 آبان 1333
6 نفر از افراد سازمان نظامي حزب توده در ميدان تير لشکر 2 زرهي اعدام شدند.

8 آبان 1320
مجلس دوازدهم به کار خود پايان داد.

8 آبان 1299
به دستور سپهدار رشتي رئيس‌الوزرا، و با فشار انگليسي‌ها سردار «استاروسلسکي» فرمانده روسي قزاق‌ها برکنار و از ايران اخراج شد.

8 آبان 1298
شهردار لندن در ضيافتي که براي احمد شاه برگزار کرده بود، انعقاد قرارداد 1919 را نشان دهنده تدبير، درايت و هوشمندي دولتمردان ايراني دانست.

در زیر گزارش های روز 8 آبان 86 رو برای مرور خاطرات اون روز آوردم:

گزارش کامل تجمع امروز در دانشگاه علامه
 

حواشی تجمع امروز:

علامه بلاگ: در حالیکه از هفته گذشته قرار بر برگزاری تجمعی اعتراض آمیز نسبت به وضعیت تحصیل دانشجویان تعلیقی و زندانی در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه بود،دانشگاه از چند شب قبل در تدارک جلوگیری از برگزاری این تجمع بود، بطوری که روزهای قبل با تماس با چند تن از ذانشجویان آنها را تهدید کرده بودند.

با همه این احوال امروز صبح از ساعت 7:30دقیقه صبح نیروهای حراست به طور گسترده و شدیدی به کنترل کارت های ورودی دانشجویان می پرداختند.

از حدود ساعت 11در حالیکه مینی بوس نیروهای حراست،افراد خود را در کوچه پشت دانشکده پیاده کرد و تعداد زیادی از نیروها وارد دانشکده و تعدادی نیز در اطراف دانشکده مستقر شدند.

ساعت 11:40دقیقه که کلاس ها تعطیل شده بود و دانشجویان در حیاط منتظر شروع تجمع بودند،تعداد زیادی از دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران در پشت درب شیشه ای (درب اصلی)دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات جمع شده بودند،بعد از شروع تجمع دانشجویان متحصن در حیاط با خواندن سرود یار دبستانی من به طرف در دانشکده حرکت کردند و درحالیکه نیروهای امنیتی در داخل دانشکده در مقابل در قرار گرفته بودند،با هجوم دانشجویان مواجه شدند وبعد از چند دقیقه با ریخته شدن شیشه ها در و شکستن میله های مقابل آن دانشجویان خارج دانشکده و خبرنگاران رسانه های گروهی به صورت سینه خیز از زیر میله ها خم شده وارد دانشکده شدند،این نکته نیز قابل ذکر است که در هنگام شکسته شدن شیشه ها سر یکی از دانشجویان و دست چند نفر دیگر نیز بشدت زخمی شد و دانشجویان را به داخل دستشویی ها و کلاس های دانشکده بردند تا کمک های اولیه را روی آنان پیاده کنند.

با ورود دیگر دانشجویان،نماینده های دانشگاه های امیر کبیر،تهران، شریف و خواجه نصیر و نماینده دفتر تحکیم و چند تن از دانشجویان تعلیقی دانشگاه علامه به سخنرانی پرداختند.در این بین خبر رسید که سه تن از دانشجویان دانشگاه علامه که در پشت در بودند توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و به نقطه ای نامعلوم بده اند و تا به این ساعت از آنها خبری نیست.

دربین تجمع در حالیکه تعداد زیادی از نیروهای امنیتی در حال فیلمبرداری از تجمع بودند،چند نفر از آنها با دانشجویان درگیر شدند و دوربین بعضی از آنها بدست دانشجویان افتاد.

همچنین از روی پشت بام ساختمان های اطراف دانشکده نیز بشدت اوضاع را کنترل می کردند و فیلمبرداری و عکاسی می کردند.

با حضور دانشجوی سابق بسیج دانشکده علوم اجتماعی به نام میر سرابی کمی جو متشنج شد،بطوری که این شخص بشدت در تلاش بود که با جملاتی تحریک آمیز جو دانشکده را برهم زند،اما با تدبیر دانشجویان به هیچ عنوان صحبت های زشت و زننده و توهین هایش به دانشجویان توجهی نشد و این حربه او که به نظر می رسید قرار است با هماهنگی حراست دانشگاه بود جلو برود به شکست و بن بست رسید.

در ادامه ی تجمع در ساعت ۱۴،چهارتن از دانشجویان امیرکبیر که قصد رفتن از دانشکده را داشتند توسط نیروهای امنیتی در بیرون از دانشکده باز داشت شدند و به نقطه نامعلومی برده شدند.

تجمع تا حدود ساعت ۱۵ ادامه داشت و بعد از برگزاری تریبون آزاد،دانشجویان با ضرب العجلی که به نیروهای خارج از دانشگاه برای تخلیه اطراف دانشگاه داده بودند حدود ساعت 15:30به پایان رسید و دانشجویان متحصن هشدار دادند که اگر تا امشب دانشجویان بازداشت شده آزاد نشوند،این تجمع در دیگر دانشگاه ها نیز ادامه پیدا خواهد کرد.


ادامه نوشته

بي عنوان و بي مقدمه بعد از يكسال و نيم ( قسمت دوم )

جونم براتون بگه اين 16 سال كه درس خوندم به خصوص 8 سال آخرش ( 4 سال دبيرستان و 4 سال دانشگاه ) چند تا مورد شبيه به هم داشتم. از سال اول دبيرستان كه رفتم دبيرستان فرهنگ كه تنها دبيرستان ويژه علوم انساني بود ساختمان كوچيك و نا امني از لحاظ ساخت و ساز داشت و قرار بود محل مدرسه عوض بشه ولي تا وقتي ما اونجا ديپلم گرفتيم تغيير مكان ندادو بعد از اينكه ما رفتيم جاش عوض شد!( جالبه بدونيد نه تنها ساختمان مدرسه را ايمن سازي نكردند بلكه از دبيرستان به راهنمايي هم تقيير كرد تا بچه هاي كوچكتر در اثر زلزله يا حوادث مختلف راحت تر زير آوار دفن بشن)

در مدرسه هم سال دوم مدير مدرسه عوض شد كه از همان روزهاي اول با من و چند تا از بچه ها از جمله ( حميد قهوه چيان و اميد منتظري ) و عده اي ديگر به خاطر طرز تفكر و كارهايي كه انجام مي داديم در باطن مشكل داشت ولي در ظاهر چون همه بچه ها از نظر درسي بهترين هاي مدرسه بودند نمي تونست مشكل داشته باشه! از همون موقع مطالب نشريه داخلي مدرسه كه چاپ مي كرديم رو لطف مي كردن و سانسور ميكردند ما هم بعد از چند شماره بي خيال شديم. بدبختي عضو شوراي مدرسه هم شده بوديم و ...

در مدرسه 4-5 تا معلم اساسي داشتم كه تا آخر عمرم بهشون مديونم و دست بوسشون هستم. و جالب جز دو نفر از معلم هاي ما بعد از رفتن ما از اون مدرسه همگي ازونجا به دلايل مختلف رفتني شدند و تعدادي معلم تازه كار و جديد و حرف گوش كن آوردند.

ياد روزهايي كه معلم ها مون داخل مدرسه سر اون مشكلات معلم ها داخل مدرسه اعتصاب مي كردن و سز كلاس ها نيومدند به خير، ولي حيف كه بعضي ها موش ول دادند وسط و ...

....................................................................................

_ شاغل هستيد؟

_ نه ، بيكارم.

_ در آمدتون از كجاست؟

_ بنايي!

_ قبلا شاغل بوديد؟

_ آره ، 15 سال راننده شركت واحد بودم. اخراج شدم.الان 3-4 سالي بيكار شدم.

_ اخراج؟ چرا؟

_ ( يكم مكث مي كنه ) هيچي دنبال يكم حق و حقوق بوديم ... ( مي خنده )

_ توي اعتصاب چند سال پيش راننده هاي شركت واحد بودين؟

_ آره ، يه مدت بازداشت شدم بعدم كه اومدم بيرون اخراج شدم.

_ چند تا بچه داريد؟

_ 3تا ، دو تا دختر و يه پسر

_ خونه مال خودتونه ؟

_ نه ، اجاره است. خواستم وام بگيرم كه خونه رو بخرم ولي به خاطر سوابقم و اخراجم ندادند ...

.................................................................................

اما در دانشگاه هم كه اومدم وارد تنها دانشگاه تخصصي علوم انساني ايران و بزرگترين دانشگاه علوم نساني خاورميانه شدم. ساختمان دانشكده ما كه شبيه همه چيز و همه جا بو جز فضاي آكادميك ، ساختماني كه داخل راهرو هاش كه راه ميري انگاري زلزله داره مياد( با همه اينها ولي محيط دوست داشتني داره عين روستا ) ! از سال اول قرار بود جاي دانشكده عوض بشه ولي الان چهار سال گذشته و اتفاقي نيفتاده . قرار بود اولين دانشكده اي كه به پرديس دانشگاه منتقل مي شه دانشكده ما باشه ولي انگاري الان قراره كلا دانشكده رو با دانشجو ها و اكثر استاداش در يك حادثه اتفاقي كلا از روي نقشه محو كنند.

در دانشگاه هم سال دوم رييس دانشگاه عوض شد و خودتون ازون موقع بهتر از من مي دونيد چه خبر شده و نكته جالب اينكه علاوه بر من حميد و اميد هم در اين دانشگاه قبول شدند و اينطور كه به نظر آمد آقاي رييس از قيافه آنها هم خوشش نمياد !!!

در دانشگاه هم 4-5 تا استاد فوق العاده داشتم و دارم كه خودم و مديونشون مي دونم.

ياد روزهاي تحصن هاي دانشگاه بخير ولي حيف كه بعضي ها موش ول دادند وسط و ...

..................................................................................

_ خانم چند؟ (دختر جواب نميده و روش رو بر ميگردونه )

_ چيه ؟ چرا انقدر ناز مي كني؟ هر چقدر مي خواي مي دم بت ، جا هم نداري شب بمون پيشم !

_ اَه ، برو ديگه ، راه رو بند آوردي!

(پژوي 206 مشكي ، حركت مي كنه ميره )، دوست دختره بر ميگرده ميگه : چرا اينطوري كردي ؟ خوب بود كه !

_  تو نمي فهمي ، از ماشينش خوشم نيومد. آها اگه اين بي.ام.و بايسته خوبه؟

بعد از چند دقيقه صحبت و خنده هر دو سوار ميشن و ...

و اين داستان همچنان ادامه دارد ...